السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
159
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
ذهن » به حمل اوّلى غير ثابت در ذهن است و به حمل شايع مفهومى ثابت و موجود در ذهن مىباشد . در اينجا چند شبههء ديگر نظير شبههء مربوط به معدوم مطلق مطرح شده كه با توجه به تفكيك ميان حمل اوّلى و حمل شايع ، و تفكيك ميان حيثيت مفهومى و حيثيت مصداقى يك شىء ، مىتوان به حلّ آنها نائل آمد . شبههء نخست و پاسخ آن شبهه : قضيهء « جزيى ، جزيى است » يك قضيهء صادق است ، زيرا هر چيزى خودش ، خودش هست و نمىتوان آن را از خودش سلب كرد ؛ ولى از طرف ديگر ، مفهوم جزيى ، مصاديق فراوانى دارد ؛ چراكه تمام صورتهاى حسّى و خيالى ما جزيى هستند ، تصورى كه از قلم خاص ، ورق خاص ، كتاب خاص و . . . داريم ، همه ، جزيى هستند و بنابراين ، مفهوم جزيى بر موارد كثير قابل صدق است و كلّى مىباشد . پس جزيى ، هم جزيى است و هم جزيى نيست . و اين اجتماع نقيضين است و محال مىباشد . پاسخ : مفهوم جزيى به حمل اوّلى جزيى است ، يعنى مفهوم جزيى ، مفهوم جزيى است ؛ اما اين مفهوم به حمل شايع جزيى نيست ، يعنى خودش مصداق خودش نمىباشد ، بلكه يكى از مصاديق كلى است . پس مفهوم جزيى به حمل اوّلى جزيى و به حمل شايع كلى است . به بيان ديگر ، اگر از ما بپرسند : جزيى يعنى چه ؟ مىگوييم : جزيى يعنى آنچه قابل صدق بر بيش از يك فرد نيست ؛ و اگر سؤال كنند : اين مفهوم خودش در عداد كدام يك از مفاهيم است : مفاهيم جزيى يا مفاهيم كلّى ؟ مىگوييم : در عداد مفاهيم كلى بوده و قابل صدق بر افراد فراوانى است . شبههء دوم و پاسخ آن شبهه : شريك البارى محال و ممتنع الوجود است ، زيرا در جاى خود ثابت شده است كه فرض ثانى و دوم براى واجب الوجود نمىتوان كرد و در نتيجه ، واجب الوجود دوم ( شريك البارى ) محال است كه تحقق داشته باشد . ولى از سوى ديگر ، شريك